السيد الخميني

4

رساله توضيح المسائل آية الله بروجردى با حواشى امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 30 ) ( فارسى )

مىكند بايد اعلم باشد « 1 » ؛ يعنى در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدهاى زمان خود استادتر باشد . مسأله 3 - مجتهد و اعلم را از سه راه مىتوان شناخت : اول : آن كه خود انسان يقين كند ، مثل آن كه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد . دوم : آن كه دو نفر عالم عادل كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند ، به شرط آن كه دو نفر عالم عادل ديگر با گفتهء آنان مخالفت ننمايند . سوم : آن كه عده‌اى از اهل علم كه مىتوانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند ، و از گفتهء آنان اطمينان پيدا مىشود مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند . مسأله 4 - اگر شناختن اعلم مشكل باشد ، بايد از كسى تقليد كند كه گمان به اعلم بودن او دارد ، بلكه اگر احتمال ضعيفى هم بدهد كه كسى اعلم است و بداند ديگرى از او اعلم نيست بايد از او تقليد نمايد و اگر چند نفر در نظر او اعلم از ديگران و با يكديگر مساوى باشند بايد از يكى از آنان تقليد كند . ولى چنانچه يكى از آنان پرهيزكارتر باشد « 2 » بايد از او تقليد نمايد . مسأله 5 - به دست آوردن فتوا ؛ يعنى دستور مجتهد چهار راه دارد : اول : شنيدن از خود مجتهد . دوم : شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند . سوم : شنيدن از كسى كه انسان به گفتهء او اطمينان دارد « 3 » . چهارم : ديدن در رسالهء مجتهد در صورتى كه انسان به درستى آن رساله ، اطمينان داشته باشد .

--> ( 1 ) - بنابر احتياط واجب ، و بنابر احتياط واجب بايد حريص به دنيا نباشد . ( 2 ) - مقدم داشتن پرهيز كارتر لازم نيست . ( 3 ) - اگر گوينده ثقه و راستگو باشد كفايت مىكند و لازم نيست اطمينان پيدا شود .